بروجردی نویسنده کتاب
پیش گفتار
آقای حسین بروجردی، کاشف توحید بدون مرز، متولد سال 1958 در ایران، یک پژوهشگر خداشناسی است که از چهار دهه پیش تاکنون به مطالعه و تحقیق و مبارزه با جهل و خرافات و بیداری یکتاپرستان و هدایت آنها به سوی آفریدگار خویش اشتغال داشته است. گرچه او در این راه بارها با مشکلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مواجه شده و محدودیت های مالی و رسانه ای به ویژه از طرف حکومت اسلامی حاکم بر ایران علیه وی اعمال شده است، ولی همواره با کوشش و سعی فراوان و هزینه ساختن زندگی خود همچنان در این راه ایستادگی می کند. علاوه بر تشکیل جمعیت بیشمار از مدافعان صلح و منتقدان دین خشونت آمیز و نیز برگزاری بزرگ ترین همایش مستقل برای نیایش پروردگار، مهم ترین دستاورد ایشان کشف و ارائه نظریه توحید بدون مرز است که در آن از خداپرستان با هر عنوان و تحت لوای هر دین و آیین و حتی کسانی که به خدا ایمان ندارند، دعوت می شوند که در راستای حرکت به سوی صلح و عدالت همگرایی و همکاری نمایند.
آقای بروجردی این توانایی را داشته است که تعالیم ارائه شده از ادیان مختلف بازمانده از گذشتگان و نیز مفاهیم علمی و مذهبی طرح شده در دوران معاصر را به نقد کشیده و آنها را با استفاده از منابع و کتب خودشان، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. نتیجه این کنکاش ها و پژوهش ها همانا ارائه نظریه "عدم تطابق ثبت با سند" می باشد که نشان می دهد بین آنچه که از طرف مذاهب و ادیان تاکنون وعده داده شده و ارائه گردیده با آنچه که در طول تاریخ و در واقعیت به وقوع پیوسته است، هماهنگی و انطباق وجود ندارد. مهم تر این که این نظریات نه فقط به صورت علمی و تئوریک، بلکه به طور عملی و قابل درک و ملموس در جامعه برای عموم مردم ارائه شده است.
او تمامی این تعالیم و ادعاها را به چالش کشید و در بوته آزمایش قرار داد و نتایج آن را سخاوتمندانه برای جویندگان حقیقت عرضه کرد.
اطلاعات زمینه
آقای بروجردی پیش تر با عنوان «آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی» شناخته می شد. او دانش آموخته مدارس دینی و علمی در شهرهای قم و بروجرد می باشد و در کنار آن آموزه های وسیعی را از پدر و پدربزرگ خویش که از دانشمندان بزرگ شیعه در زمان خود بودند، فرا گرفت. اساتید وی، ایشان را دارای هوشي سرشار، ذهني نافذ، حافظه‌اي قوي و شخصيتي استثنائي دانسته اند و به نبوغ فكري و ايمان محكم و اخلاق خوش او اشاره کرده اند. ایشان در سال 1979 فعالیت های علمی و مذهبی خود را تحت لباس معمول روحانیت شیعه آغاز کرد.
پیش زمینه های توحید بدون مرز
حرکت آقای بروجردی در واقع در ادامه تلاش هایی است که اجداد ایشان در راستای ترویج خداشناسی و توحید ناب در عرصه تاریخ 14 قرن گذشته آغاز کرده بودند. اجداد آقای بروجردی همواره از دانشمندان بزرگ مذهبی اسلام بوده اند. جد پنجم ایشان سید محسن اعرجی کاظمینی است که در نیمه دوم قرن 18 میلادی، در بغداد به عنوان یک دانشمند بزرگ مذهب شیعه شناخته شده که فعالیت های علمی و مذهبی وی و پدرانش همواره بر پایه پرستش خدای یکتا و دوری از دنیاطلبی و تلاش در جهت دور کردن فساد از دین و مقابله علمی با حکومت های دیکتاتوری و به ویژه دیکتاتورهای مذهبی بنیان نهاده شده بود.
پدر آقای بروجردی به نام سید محمد علی کاظمینی بروجردی که دارای تحصیلات بسیاری در زمینه های علمی و مذهبی در نجف، قم و بروجرد بود، در اواسط قرن بیستم میلادی حرکت پدران خود را بر پایه علم روز بنیان نهاد و یک بنیاد بزرگ علمی در راستای خداشناسی به نام "مکتب نور" تاسیس کرد.
در این زمان روحانیون دنیاطلب با سو استفاده از دین به طور مخفیانه بر علیه حکومت وقت توطئه می کردند و برای تشکیل حکومت مذهبی تلاش می نمودند. هدف اصلی آنها دستیابی به قدرت در ایران به عنوان سرزمینی مقدس با منابع عظیم انسانی و طبیعی و یکی از مهم ترین کانون های خداپرستی در خاورمیانه بود تا پایگاهی محکم برای توسعه اهداف شیطانی آنها باشد. گام اول در راستای این پروژه، ساختن یک امام بود که به ویژه پس از شورش های روی داده در خرداد سال 1342 به طور هدفمند دنبال می شد.
سید محمدعلی که خطر را برای تمامیت خداپرستی پیش بینی می کرد، از طریق موسسه مکتب نور، با هزینه شخصی خود و کمک افراد دانشمند و نیکوکار، اقدام به انتشار ده ها جلد کتاب و مقاله در رابطه با موضوع امام شناسی و دین شناسی و خداپرستی می نمود و آنها به شهرهای مختلف ارسال می کرد و همزمان با ایراد سخنرانی در مسجد نور در جنوب تهران و برگزاری جلسات بحث علمی، با مدعیان حاکمیت دینی و اقتدارگرایان مذهبی به بحث می پرداخت. او به وضوح هشدار می داد که امام زمینی و دین ساختگی معنا ندارد و حاکمیت روحانیون و خلیفه گری شیعه در تضاد با خداپرستی می باشد.
با این حال این حرکت به دلیل دشمنی روحانیون دنیاطلب و پس از آن با پیروزی ملایان در انقلاب سال 1979، با شکست روبرو شد و مکتب نور تعطیل شد و سید محمد علی پس از نزدیک به 50 سال مبارزه علمی با دیکتاتوری مذهبی، خانه نشین گردید و در نهایت توسط عوامل حکومت مذهبی در سال 2002 کشته شد.
فاجعه حکومت اسلامی در ایران
حکومت اسلامی با رهبری فردی به نام آیت الله خمینی که خود را امام مسلمین جهان نامید، با آمیختن دیانت با سیاست قدرت را در ایران به دست گرفت. به دلیل ماهیت استبدادی و سو استفاده از اعتقادات مردم، این حکومت هیچ دستاوردی جز فقر و فساد و تباهی، جنگ و درگیری با همسایگان، کشتار و آوارگی ایرانیان و گسترش بی دینی و دور شدن از خداپرستی نداشت و نیز به علت ناکارآمدی در اداره کشور، عرصه بر مردم کاملا تنگ شد و شهروندان ایرانی به مرگ تدریجی و روزمره رسیدند. این حکومت در اثر اشتباهات رهبران جهانی و قدرت های بین المللی، در داخل کشور به ثبات رسید و پس از آن پا را از مرزها فراتر گذاشت و به دخالت در امور همسایگان خود پرداخت و مدعی رهبری مسلمانان گردید. بنابراین منابع انسانی و طبیعی ایران زمین در راستای اهداف جاه طلبانه حکومت همچنان به کار گرفته شد و خاورمیانه صحنه بروز خشونت های دینی و ترور و کشتار گردید.
آغاز حرکت بروجردی
در این میان در سال های دهه 1980 در زمانی که خداپرستان در جستجوی حقیقت، نیاز به یک راهنما و رهبر مذهبی داشتند که چراغ هدایت به سوی خداوند را دوباره روشن سازد، آقای بروجردی حرکت علمی و فرهنگی خود را برای نجات جامعه خویش آغاز نمود.
او که تحصیل کرده مکتب نور و آموزش دیده پدر و اجدادش بود، تصمیم گرفت با توجه به وضعیت جامعه ایران و تنها تریبون باقیمانده از سرکوب که همان تریبون های مذهبی بود، فعالیت خود را برای تبلیغ خداپرستی با لباس روحانیت آغاز کند.
از ابتدای دهه 90 میلادی او با ایجاد حرکت جدیدی به نام سیر عرفان عینی، تلاش کرد که ابتدا مرز بین دین سیاسی با دین سنتی و تفاوت امام آسمانی با امام زمینی را آشکار کند و با ایجاد جلسات نیایش مردم را از امام زمینی و حکومت روحانیون دور کرده و به خالق خود که تنها اراده مطلق در هدایت و خروج بشر از گرفتاری ها است، فرا بخواند.
این حرکت به طور شگفت انگیزی موفق بود و جلسات نیایش با حضور انبوه گرفتاران علاوه بر این که خداشناسی و دین واقعی را به تصویر کشاند، کارنامه پلید دین سیاسی و آخوندهای حاکم را نمایان ساخت که چطور جامعه خداپرستان دچار چنین حجم وسیع از تباهی و نابودی و بدبختی شده بود. این تحول که در واقع مبارزه صلح آمیز و به دور از خشونت با حکومت اسلامی بود، از دید حاکمان ولی فقیه همچنان رصد می شد. بنابراین ملایان حاکم بارها این حرکت را متوقف کردند.
مقابله حکومت اسلامی با آقای بروجردی
بروجردی برای اولین بار در اکتبر سال 1995 مورد تعقیب حکومت قرار گرفت و بازداشت شد و در زندان توحید تهران مورد آزارهای شدید جسمی و روحی قرار گرفت. او پس از نزدیک به 2 ماه شکنجه های طاقت فرسا و ابتلا به بیماری قلبی، به طور موقت آزاد گردید. در پی آن مسجدی که او در آن به تبلیغ خداپرستیِ بدون مرز و خارج از گرایش های سیاسی می پرداخت، مصادره شد و کلیه فعالیت های مذهبی و اجتماعی وی تعطیل گردید.
ولی پس از آزادی از زندان، آقای بروجردی، به عنوان یک نویسنده و اندیشمند خداشناسی، فعالیت های خود را با تاسیس دفتر کار و چاپ و نشر مقالات و کتاب های مختلف و پخش آنها در جامعه ایران پیگیری کرد. او جلسات نیایش را دوباره از سر گرفت که با استقبال عمومی روبرو گردید و کار به جایی رسید که برگزاری جلسات تنها در استادیوم های بزرگ ورزشی و یا پارک ها و مکان های فرهنگی امکان پذیر بود. طولی نکشید که بدون هیچ گونه تبلیغ در رسانه های دولتی، ده ها هزار نفر از مردم در مراسم های بزرگ نیایش توحیدی شرکت می کردند.
همزمان ایشان به مسجد نور در جنوب تهران که پدرش به مدت 50 سال در آنجا به تبلیغ خداشناسی و خداپرستی پرداخته بود، می رفت و از آنجا به عنوان پایگاهی برای تبلیغ استفاده می کرد.
این حرکت نرم، پایه های استبداد مذهبی را لرزاند و آقای بروجردی به طور پیوسته مورد بازجویی و بازخواست قرار می گرفت و به بهانه های مختلف به دادگاه ویژه روحانیت که نهادی زیر نظر ولی فقیه برای سرکوب روحانیون و دگراندیشان مخالف حکومت بود، حداقل دو بار در هر ماه فرا خوانده می شد. در پی یکی از این بازجویی ها، آقای بروجردی از مارس 2001 تا ماه می همان سال در زندان اوین تهران حبس گردید.
سپس دفتر کار وی مصادره گردید و از وی خواسته شد که کلیه فعالیت های فرهنگی و مذهبی خود را متوقف نماید و توقف آن را در رسانه های عمومی اعلام کند.
ولی در اثر پیگیری های طرفداران آقای بروجردی که به مرز میلیونی رسیده بودند، همایش های نیایش دوباره آغاز گردید. حکوت این بار به عنوان انتقام و هشدار، پدر ایشان را در سپتامبر 2002 به قتل رساند و مسجد پدر او را نیز مصادره کرد. لیکن آقای بروجردی این حرکت مستقل اجتماعی را که "اجتماع خداجویان" و "دریای گرفتاران" می نامید، با انبوهی از مردم در پایتخت و شهرهای بزرگ ایران برگزار می کرد که نشان می داد چگونه جامعه ایرانی که صاحب ثروت های ملی و طبیعی است، به چنین روزی افتاده که بدون هر گونه حمایت رسانه ای و حکومتی، ده ها هزار نفر از مردم خواستار یافتن راهی برای نجات خود بودند. به باور بسیاری، این تجمعات مستقل به رهبری آقای بروجردی، خود به مانند یک رفراندوم غیر رسمی در اعتراض به حکومت ملاها و حرکتی زیبا و مسالمت آمیز در مخالفت مدنی برعلیه دیکتاتوری مذهبی تلقی می شد.
در راستای توقف این حرکت، حکومت ابتدا پیشنهاد سازش داد و به دلیل خودداری آقای بروجردی از همکاری با حکومت، ابتدا تلاش کردند او را در یکی از مراسم های نیایش در شهر آبادان به قتل برسانند.
با توجه به شکست طرح ترور، در اواخر ژولای 2006 به منزل او حمله کردند که با مقابله مردم و زد و خورد بین طرفداران آقای بروجردی و ماموران امنیتی، آنها مجبور به عقب نشینی شدند.
اولین حبس خانگی
آقای بروجردی و همراهانش به مدت 2 ماه حرکت خود را به رسانه های بین المللی کشاندند و رسما خواستار حمایت مراجع جهانی و شخصیت های سیاسی و مذهبی بین المللی از ایشان و جدایی دین از سیاست شدند.
در عین حال، منزل آقای بروجردی تحت محاصره نیروهای امنیتی قرار داشت و یاران ایشان با حضور در کوچه سرو و اطراف منزل وی، به سختی در مقابل حملات رژیم مقاومت می کردند. با وجود بایکوت رسانه ای در داخل کشور، اخبار آقای بروجردی و نظرات و اهداف او در رسانه های بین المللی پخش و انعکاس یافت که این موضوع به خشم رژیم افزود، به طوری که چندین بار او و یارانش را تهدید به حمله و کشتار کرد.
در نهایت در اکتبر 2006، آقای بروجردی پس از یک درگیری خونین با عوامل امنیتی و اطلاعاتی حکومت، همراه با نزدیک به هزار نفر از طرفداران و اعضای خانواده خود دستگیر و به مدت 11 سال حبس و شکنجه گردید.
وحشیگری و جنون مزدوران رژیم در سرکوب و دستگیری یاران و اعضای خانواده آقای بروجردی به حدی بود که حتی نوه 6 ماهه و مادر 70 ساله ایشان نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و به بند 240 زندان اوین منتقل شدند. متاسفانه مادر ایشان 3 ماه پس از آزادی موقت، در اثر عوارض ناشی از تنفس گازهای سمی در حین بازداشت و شکنجه های مختلف، از دنیا رفت.
ضمنا همسر و فرزندان ایشان به دفعات در مقابل چشمانش برای وادار کردن وی به اعتراف، تحت شکنجه های سخت مانند سوزاندن اعضای بدن، شکستن استخوان و تزریق مواد شیمیایی مشکوک قرار گرفتند که از آن پس بارها در بیمارستان بستری شدند. عوارض ناشی از آن شکنجه ها، هنوز پس از سال ها گریبانگیر آنها است.
آقای بروجردی در دوران زندان تحت شکنجه های بسیار سخت قرار گرفت و از حق داشتن وکیل، دسترسی به امکانات پزشکی و حتی مرخصی درمانی محروم ماند.
ولی متاسفانه سازمان های حقوق بشر و مدعیان مدافع آزادی و انسانیت، به طور شایسته از وی دفاع نکردند. به این ترتیب رژیم در برخورد با ایشان گستاخ تر شد و با برگزاری چندین دادگاه نمایشی، حکم اعدام او و طرفدارانش را صادر کرد. وی به ناچار برای نجات جان آن انسان های بیگناه، تن به اعترافات تلویزیونی داد. با استفاده از فیلم این اعترافات، آخوندهای حکومتی بارها سریال های تلویزیونی بر علیه ایشان ساخته و دست به ترور شخصیت وی در جامعه ایران زدند.
فعالیت های بروجردی از داخل زندان
در آغاز دوران زندان، آقای بروجردی لباس روحانیت را در اعتراض به حاکمان مذهبی ایران که از آن سو استفاده کرده و جنایت و ستم می کردند، از تن درآورد و برای همیشه کنار گذاشت.
در اثر تلاش های او و یارانش در بازتاب حرکت آقای بروجردی در میان رهبران سیاسی و چهره های اپوزیسیون ایران، مفهوم دین غیر سیاسی و حکومت غیر مذهبی و سکولاریسم وارد خواسته های اپوزیسیون ایرانی از هر گروه و جناح گردید، به طوری که اکثر احزاب مخالف رژیم مذهبی ایران، مفهوم آزادی مذهبی و سکولاریسم را وارد اساسنامه و یا سرخط درخواست ها و اهداف خود برای مبارزه کردند.
در طی سال های زندان، آقای بروجردی علاوه بر تاکید و پافشاری بر مواضع خود و حرکت فکری که آغاز کرده بود، چند رویکرد مختلف را دنبال نمود.
گام اول افشاگری بین المللی و بی آبروکردن دین سیاسی و رژیم حاکم بر ایران و گزارش نقض حقوق بشر به ویژه در زندان های رژیم بود.
سپس ایشان حرکت جدیدی را به نام اتحاد خداجویان برای همگرایی مذهبی بین پیروان ادیان مختلف بنا نهاد که در آن راهکارهایی برای حل اختلافات مذهبی در خاورمیانه و جهان و برقراری صلح و اتحاد فراگیر بین خداپرستان و همه انسان ها، ارائه داده است.
همچنین ایشان در مکاتبات مختلف با رهبران جهانی که از حکومت ایران حمایت می کردند، نسبت به ادامه فجایع و جنایات رژیم هشدار داد و آنها را گوشزد کرد که تاریخ قضاوت سختی در مورد آنها خواهد داشت.
در اثر تلاش ها و ایستادگی آقای بروجردی بر اهداف صلح آمیز خود، ایشان در سال 2012 توسط چند تن از رهبران سیاسی بین المللی و شخصیت های علمی از دانشگاه های مختلف جهان، به عنوان کاندیدای صلح نوبل معرفی گردید.
ضمنا بسیاری از چهره های سرشناس بین المللی با شناخت دقیق از خواسته های ایشان و اهمیت برنامه های وی برای دستیابی به صلح، با نوشتن کتاب و مقالات و یا سخنرانی های مختلف، به تمجید از ایشان پرداختند.
علاوه بر توطئه هایی که عوامل رژیم برای تخریب آقای بروجردی در بین اپوزیسیون در بین اپوزیسیون آغاز کردند، وکیل مدافع ایشان اقای بین نوجای که پرونده ایشان را به عنوان مدعی العموم مردم ایران در سطح بین المللی پیگیری می کرد، به طور مشکوکی به قتل رسید و با مرگ وی یکی دیگر از راه های پیگرد قانونی جنایات رژیم بر علیه مردم ایران متوقف گردید.
ولی علیرغم این تلاش های نافرجام برای ناکام گذاشتن آقای بروجردی، ایشان به یک چهره شناخته شده بین المللی مبدل گردید و تاکنون بسیاری از رهبران جهان به تجلیل از وی و دفاع از حقوق انسانی او پرداخته اند.
همچنین با تلاش نمایندگان آقای بروجردی و همکاری بعضی از مدافعان شرافتمند حقوق بشر، پرونده آقای بروجردی به سازمان ملل متحد، پارلمان اروپا و کابینه چند دولت غربی کشانده شد و صدای مظلومیت مردم ایران و زندانیان بی پناه از این راه به گوش آنها رسید.
دستاوردهای آقای بروجردی با کمترین هزینه مالی و جانی برای طرفداران و مردم عادی همراه بوده و روش کار او کاملا دموکراتیک و آزاد می باشد.
در طی این سال ها گروه های زیادی به او پیوسته اند، اکنون بر اساس آمار غیر رسمی، تعداد طرفداران و یا همفکران او بدون هیچ گونه تبلیغات رسانه ای و خبری، به میلیون ها نفر در جامعه ایران و در سطح جهان رسیده است.
آزادی موقت از زندان: دومین حبس خانگی
پس از وخامت شدید وضعیت آقای بروجردی در زندان، ایشان با قرار سنگین وثیقه مالی و کفالت دو نفر و تعهد به سه نهاد امنیتی حکومت اسلامی ایران، به عنوان اولین مرخصی درمانی در ژانویه 2017 به طور موقت آزاد گردید. این نهادهای امنیتی شامل وزارت اطلاعات، حفاظت اطلاعات سپاه و شورای عالی امنیت ملی هستند که از آقای بروجردی تعهد گرفتند در هیچ اجتماعی با حضور بیش از ده نفر شرکت نکند، با رسانه ها و یا خبرگزاری ها مصاحبه نداشته باشد و هیچ گونه جلسه یا گردهمایی برگزار ننماید.
ایشان به محض خروج از زندان تحت معاینات پزشکی قرار گرفت که نتایج آن نشان داد که او دچار بیماری های گوناگون از جمله عوارض قلبی- عروقی، تنفسی، استخوانی، سنگ کلیه، از دست دادن بینایی یک چشم و ناراحتی معده شده که اکنون تحت درمان مستمر قرار دارد.
اهداف آقای بروجردی
هر چند آقای بروجردی 35 سال در لباس روحانیت بوده و دین سنتی و آبا و اجدادی را تبلیغ می کرد، ولی از 12 سال قبل، تدریس دروس خداشناسی ناب و خالص را آغاز کرد که کاملا با اسلام 1400 ساله و سایر ادیان مغایر است. این مباحث تخصصی در کتاب بزرگ دائره المعارف ظهور گردآوری شده که کلمه ظهور در اینجا نه به معنی مهدویت، بلکه به معنی ظاهر شدن حقایق پشت پرده خداشناسی است. در این 12 سال تفکرات وی کاملا تغییر کرده است، به طوری که ایشان به پالایش اسناد و مدارک دینی پرداخته و تحولی بنیادین در توحید بدون مرز ایجاد نموده است و در مواضع فعلی او نوعی نگاه انتقادی به تمام ادیان و مدارک دینی و کاوش و پژوهش مبتنی بر عدم تطابق ثبت با سند دیده می شود. او اصولا ادیان را عامل ایجاد فتنه و اختلاف بین انسان ها می داند، چرا که اثبات کرده است که همه انسان ها در ابتدای آفرینش یکی بودند و هیچ حد و مرز شامل قوم، نژاد و مسائل منطقه ای بین آنها وجود نداشت. ولی با ظهور پیامبران و ارائه دین و کتاب به انسان ها که با کوچک سازی خدا و وعده بهشت و تهدید جهنم همراه بود، اختلاف و تفرقه بین مردم ایجاد گردید و اتحاد جامعه جهانی به هم خورد. همان طور که تاریخ گواهی می دهد، ادیان و مذاهب و اختلافات مذهبی در واقع ریشه بسیاری از جنگ های ویرانگر و قتل عام های فجیع و ناآرامی های تاریخی و کنونی می باشد. بروجردی در کاوش های خود به این نتیجه رسیده است که علت نابودی وجدان و عدالت و از بین رفتن انصاف و فراگیر شدن جرم و جنایت و غوطه ور شدن روزافزون بشر در گرفتاری ها به دلیل عینکی است که ادیان به چشم بشر زدند و با کوچک سازی خداوند و فریب خداجویان، آنها را به جهل مطلق سوق دادند.
مافیای سیاست، دیانت و علم
بروجردی اساس سیستم رایج حاکم بر جهان را به چالش می کشد و گرفتاری های بشر را چه در گذشته و حال ناشی از همکاری تنگاتنگ سیاسیون و مذهبون و سو استفاده از علم برای بهره برداری از انسان ها می داند. این مافیای حاکم تاکنون هیچ خدمتی به بشر نداشته است، بلکه بارها در بحران های فراگیر جهانی همانند شیوع گسترده ویروس کرونا مشخص شده که سیاسیون هیچ برنامه ای برای کمک به بشر ندارند و مذهبیون هم به جای اقرار به ناکارآمدی مذهب، همواره در تلاش برای گسترش باورهای نادرست و برداشت های خودشان از توحید زمینی در اوج بحران هستند و دانشمندان نیز در حل بسیاری از مشکلات بشر ناتوان مانده اند.
امروزه علیرغم رواج مغلطه کاری و سفسطه بازی در عرصه ادیان و سیاست، انسان ها در جستجوی آرمان های مشترکی هستند که از مرزهای جغرافیایی و همچنین دسته بندی های نژادی، مذهبی، ملی، فرهنگی و. . . گذر کرده است. اصولا صلح، آزادی و عدالت در زمره اصلی ترین نیازهای بشر کنونی هستند که با بسیاری از متون دینی و نیز افکار سردمداران به ظاهر معنوی در تضاد می باشند.
اگرچه دکترین نوین آقای بروجردی در مورد توحید و نیز مسائل انسانی و اجتماعی بسیار چالش برانگیز بوده است، ولی این مفاهیم می تواند به عنوان راهکار برون رفت انسان پر ابهام امروزی از شرایط اسف باری است که حاصل اعتقادات مذهبی ناهمخوان با شرایط کنونی می باشد. ایشان نظریات مختلفی در خصوص انسان شناسی، جایگاه انسان در آفرینش، حقوق بشر، عدالت های جنسیتی، آزادی های اجتماعی و آرمانخواهی ارائه داده است که بخش هایی از آن در کنفرانس های مختلف و در قالب مقالات پژوهشی ارائه شده است.
اکنون در اثر سهل انگاری ها و مماشات بین المللی با رژیم شیطانی ملایان حاکم بر ایران، آتش جنگ های مذهبی و فرقه ای خاورمیانه را که مهد بسیاری از ادیان می باشد، فرا گرفته است. در پی آن، سیل پناهجویانی که خانه و کاشانه و زندگی خود را از دست داده اند به سراسر جهان سرازیر شده و هزینه های فراوان مالی، اجتماعی و امنیتی برای کشورهای میزبان در پی داشته است و از طرفی در اثر نفوذ تروریست های وابسته به حکومت اسلامی ایران و گروه های مذهبی جاه طلب دیگر مانند داعش و القاعده و حامیان آنها، نامنی و نگرانی سراسر جهان را تهدید می نماید. بنابراین تنها راه حل برای برون رفت از این بحران، توجه به پیشنهاد و راه حل های آقای کاظمینی بروجردی برای اتحاد خداجویان و یکتاپرستان حول محور توحید و دستیابی به صلح و ثبات بین المللی می باشد.